آنگاه، خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
درگذشت آیت الله منتظری برای همه واقعه ای تلخ و نامنتظره بود.گویی هیچکس باور نداشت که او سالها درد و رنج را بر دوش می کشد.شکنجه های حکومت پهلوی که 30 سال انقلاب هر از چند گاهی او را از پای می انداخت و رنج سال های پس از انقلاب که اغلب او را بی تاب می کرد.هیچکس حتی به خود یادآوری نمی کرد که او بیش از هشتاد سال حیات توأم با تبعید و زندان و حبس داشته و در آستانه نود سالگی، لاجرم فراق را بیش از وصل باید انتظار کشید.
هیچکس در این ده سال اخیر و بویژه ماههای اخیر فضای تنگ و دشوار حیات اجتماعی و سیاسی را بی پشتوانه مردی کم نظیر از وجوه مختلف سیاسی،دینی و انسانی تصور نمی کرد.شاید آنچه امروز همچون بهتی عظیم همه را فرا گرفته خلا انسانی است که به انسانیت معنایی دوباره بخشیده یود و شاید از این روست که همه چون زمین خورده ای می مانیم که هنوز درد را به تمامی احساس نمی کنیم تا کمی سرد شویم و تازه به وسعت درد واقف شویم.بزرگی انسانهای بزرگ در این است که ما در ضمیر ناخودآگاه خود آنان را جاودانه و نامیرا تصور می کنیم.چه آنها تبلور آرزوها و آرمان ها و تجسد تعالی خواهی ما در عصر نتوانستن ها و نخواستن ها هستند.آنها عینیت شدن در زمانه ذهنیت بودن ها هستند. و بی شک آیه الله منتظری یگانه ای بی همتا و الگویی تمام عیار از این گونه انسانهای بزرگ بود.
بسیاری بر او خرده می گرفتند که بیت بزرگی ندارد.خدم و حشم و پیشکار و پسکار او را پشتیبانی نمی کنند.به طعنه گفته بودند که فرزندش شبیه آقازاده ها نیست و او در پاسخ گفته بود که خود ما هم آقا نیستیم. و این در حالی بود که او اجازه اجتهاد خود را از آیه الله بروجردی گرفته بود،نزدیک 50 سال قبل.او بی شک مرجعی بلامنازع بود ولی هرگز فراموش نکرد که قبل از اینکه فقیه باشد یا فیلسوف،عارف باشد یا متکلم،مرجع باشد یا قائم مقام رهبری،انسان است و شاید فهم این واژه با تمامی ابعادش راز بزرگی و لاجرم جاودانگی وی باشد.
دو روز زمانی بسیار کوتاه برای درک ابعاد شخصیت و ویژگی های ممتاز و متمایز ایشان است.اگر علی(ع) را انسان کامل و نمونه یگانه تاریخ برای تمامی انسانها در تمامی اعصار بدانیم، این روایت که علی در آسمانها شناخته شده تر از زمین بود بیانگر عظمت او و چون او می تواند باشد.
علی بر سر میراث پیامبر نزاع نکرد، بر سر اصول انسانی و عدالت چون کوه پا بر جا ایستاد. قدرت را نه در حرف که در عمل به پشیزی نگرفت و حتی اندکی سکوت را برای تثبیت قدرت روا نداشت. به خویشان و فرزندانش هیچ امتیازی نداد. زلال و روان بود چون آب و صریح و قاطع بود چون کوه. از هیچکس جز خدا پروا نکرد و متاع دو روزه دنیا را به آخرت خود نفروخت.25 سال سکوت کرد تا انسانها دستخوش تشویش و اضطراب و رنج نشوند و از حق شخصی خود به خاطر حق مردم گذشت. زندگی اش، تجسم اسلام بود و مرگش، اندوه جاویدان بشری که چون اویی را خاک، از رنج زیستن در میان نامردمان آسود.
آری،انسانهای بزرگ رشحه ای از کمال انسان و انسان کامل هستند، همچون علی ابن ابی طالب و آیه الله منتظری بی تردید یکی از اینان بود در زمانه عسرت. در این تنگ مایگی زمین و آسمان، در این هجوم هر روزه آشفتگی و در این سقوط آزاد ارزش های انسانی.
زندگی او درسی عملی برای همه بود تا ببینند و باور کنند که می توان در قدرت بود و پاک ماند. می توان سیاست ورزید و با اخلاق ماند. می توان مسلمان بود و به غیرمسلمان احترام گذاشت. می توان فقیه بود و مجاهده کرد. می توان مجاهد بود و عاقلانه رفتار کرد. می توان در کمال عقل و فلسفه اندیشی،عارف بود و عاشقانه زیست. می توان در این جهان رو به ویرانی، انسان بود و انسان ماند، که این واژه کرامت خداوند است بر هستی، شرافت خلقت است، به آن قسم یاد می شود و ما نباید هرگز فراموش کنیم که انسانیم...